صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
155
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
به ثواب آخرت فائز گشتند ، همچنانكه بدين دانش فائز شدند » . و درين روايت اشارتى است به اينكه آنچه در زبان امامان « فقه » خوانده مىشود ، نه آن فنى است كه بدان نكات باريك و مورد اختلاف در ابواب و فروعات طلاق و رهان و نظائر آن از احكام معاملات دانسته مىشود بلكه غرض علمى است كه موجب غرقه گشتن در امور آخرت و احوال باطن و روگردانى كامل از دنيا گردد . تأييد اين معنى روايتى است كه ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى با سند مذكور در كافى از حضرت صادق - عليه السلام - نقل مىكند كه فرمود : « امير المؤمنين - عليه الصلاة و السلام - فرمودند : معرفى نكنم به شما فقيه را - فقيه حقيقى - : آنكه خلق را از رحمت خدا مأيوس ننمايد و از عذاب او ايمنشان نسازد و در نافرمانىهاى او اجازتشان ندهد ، و به خاطر توجه به غير قرآن ، قرآن را وانگذارد . به هوش باشيد ! در علمى كه در آن فهميدن نباشد خيرى نيست . به هوش باشيد ! در خواندنى كه در آن تدبر نباشد خيرى نيست . آگاه باشيد ! در عبادتى كه در آن تفكر نباشد خيرى نيست » . اكنون بديدهى انصاف درين روايت بنگر و بينديش تا كدام علم چنين اوصافى را داراست ؟ ! و همچنين در همان كتاب از هشام ، از حضرت موسى بن جعفر - عليه السلام - حديث طويلى را نقل مىكند كه در آخر آن آمده است : « اى هشام ! برپائى ( دين ) حق براى طاعت خداست و نجاتى نيست مگر به فرمانبرى خداوند و فرمانبرى به علم و عمل است . و علم با يادگيرى ، و يادگيرى با عقل استحكام مىيابد ، و دانشى نباشد مگر از عالم ربانى . اى هشام ! كردارى اندك از عالم پذيرفته است و چند برابر مىشود ، و عمل بسيار از هواپرستان و نادانان مردود است . اى هشام ! عاقل به دنيائى در سطح پائين كه حكمت همراه آن باشد رضا